ما را حمایت کنید
 
طراحی سایت و قالب وردپرس
  • تاریخ انتشار خبر : سه شنبه ۲ شهریور, ۱۳۹۵ | کد خبر : 12428 | نویسنده : مادنا
  •   

    بابک صادقی ـ سردبیر هفته نامه غرب

    مادنا:در چنین روزهایی در سوم شهریور ۱۳۲۰ در دلِ کوچه پسکوچه های مجاورِ آبشوران کرمانشاه، طفلی پا به عرصه ی جهان نهاد

    در چنین روزهایی در سوم شهریور ۱۳۲۰ در دلِ کوچه پسکوچه های مجاورِ آبشوران کرمانشاه، طفلی پا به عرصه ی جهان نهاد که بعدها بزرگمردی شد که دامنه ی ادبیات ایران را در نوردید و بر قله ی آن ایستاد؛ علی اشرف درویشیان.26

    او اینک در سال ۱۳۹۵ در حالی هفتاد و پنج سالگی اش را پشت سر می نهد که بسان بسیاری دیگر از همسلکی هایش هیچ نشانی آنچنان که درخور آنند در گستره ی گسترده ی افکار عمومی ندارد، نه نیم قرن عمرِ ادبی او آنگونه برجسته گشته که قهرمانِ ملتی شود و نه هفتاد و اندی کوشش فرهنگی اش مجالی برای سیر در کامیابی های این دنیا میسر کرده است؛ اما مگر آن دو سیمین و فریدون مشیری و امین پور و بهرنگی و اخوان و سپهری قهرمان ملت گشتند؟! مگر شاملو و فروغ و سپهری در ورای فرهنگ و ادب به برگرفتن کامی سرخوشانه از پیرامون شان نائل آمدند؟! امروز می توان از همان کوچه پسکوچه های آبشورانِ کرمانشاه گذشت و از جوانان و نوجوانانش نام و نشان درویشیان را سراغ گرفت و پاسخی نشنید؛ می توان بر دربِ اتاقِ همه ی متولیان فرهنگی و غیر فرهنگی کوبید و جویای اوضاع و احوال آن پیرمرد هفتاد و پنج ساله شد و سکوت تحویل گرفت؛ می توان از همه ی آن ها که امروز در ذیلِ ورزش و هنر و سیاست، قهرمانِ ملت لقب می گیرند سیاهه ای برشمرد و در این میان هیچ نشانی از هیچ داستان نویس و شاعر و نویسنده ای نیافت.

    اینگونه است که دیگر درویشیان و دولت آبادی و ابتهاج و امثالهم به عزلت و بی نشانی دیرینه ای روزگار می گذرانند؛ مع الوصف عادت دیرینه تر جوامعی همچون ما به ترویج و تسهیلِ این عزلت و بی نشانی از کجا آمده است؟! گریزی به آنچه در پیرامون ما و در بستر فرهنگی ما می گذرد، به نیکی نشان خواهد داد که در بسیاری موارد در پیدایش چنین فضایی نقش اراده های بالادستی در تعیینِ مسیر فرهنگی و اجتماعی به مراتب از امیال عمومی مؤثرتر است. اصرار بر راهبردهای متبوع و هدف گذاری های دلخواه و نشرِ ایدئولوژی های مطلوبِ خود از سوی متولیان در قالبِ سیاست گذاری های خرد و کلان است که گروهی را بر صدر و کسانی دیگر را در ذیل عرصه های مختلف عمومی می نشاند و بدنه اجتماعی را به هر سوئی که خود بخواهد رهنمون می سازد.

    همین گرایش مبتنی بر بسترسازی های هدفمند است که خالق «پروپاگاندایی» می شود که خروجی آن ظهور و حضور اسطوره ها و قهرمانانی است که توده برای شان هورا سر می دهند و خواص، مناسباتِ عملی و رفتاری آنان را تئوریزه می نمایند. در چنین فرایندی و در فقدان تعریفِ اصیلِ قهرمان، هر ترانه خوانِ فالش خوانی مجال می یابد تا به عنایت جیغ و جو هوادارانش در نقش قهرمان ملت بر صحنه ها حاضر گردد؛ هر ورزشکار نورسیده ای به مدد یک موفقیت ورزشی، اسطوره ی قلب ها و هر زیباروی بی هنری به لطف عرصه ی گشاد و بی تعهد سینما و تلویزیون، سوپراستارِ جان ها می گردد و در این میان اندک کسانی هستند که می دانند درویشیان و درویشیان ها خاک زیادت نفس فسرده اند و به ریاضت، گریبان هیچ قدرتی را نفشرده اند و سال ها به سبب اندیشه ورزی و حق مداری، رنج زندان و زهرخندِ زندانبان به جان خریدند اما بر آرمان ملت شان پای پس نکشیدند.

    باری، در بزنگاهِ کنونی از یک سو مدالی خوشرنگ، گردن آویزِ ورزشکاری کرمانشاهی گشته و همگان ندای اسطوره سازی اش سر داده اند و از سوی دیگر نویسنده ای چیره دست و خردمند از دیار کرمانشاه به آستانه هفتاد و پنج سالگی اش رسیده است و در تمام عمرش کسی به شایستگی، منادی برکاتش نبوده است! این تناقضِ آشکاری است. ای کاش متولیانِ تولید ستاره و اسطوره در ورای موج سازی های شان بدان درک از هویت حقیقی قهرمانان ملی دست می یافتند که بر خود روا نمی داشتند بستری را مهیا کنند که نیم قرنِ فرهنگ مداری درویشیان در ذیل وزنه های کیانوش رستمی دیده شود و ای کاش همه ی آن مصائب که بر شجریان و دولت آبادی و ابتهاج می رود، در ذیلِ صد گلِ ملی علی دائی و دریبل های کریمی قرار نمی گرفت.

    شاید اندک شادکامی درویشیان و دیگر بزرگانی چون او در آنست که هنوز هستند کسانی هر چند اندک که آنان را بر صدر قهرمانان شان می نشانند و هنوز هم هستند کسانی که هر دوبنده پوشی، خواه کیانوش رستمی و خواه دیگری را تنها به عیار «آقا تختی» می سنجند و آنگاه قهرمانش خواهند خواند و هر ترانه خوانی، خواه پاشایی باشد و خواه دیگری را تنها به شاقولِ میهن پرستی «شجریان» محک می زنند و آنگاه قهرمانش می سازند.

    برای بسیاری از ما فارغ از هر موجِ غالب و هر هیجانِ موجود، درویشیان و یدا… بهزاد و مشیری و اخوان و ابتهاج و دولت آبادی و جلال و سیمین و آن سیمینِ دیگر و شاملو و ناتل خانلری و امیرخانی باستانی پاریزی و زرین کوب و بیضایی و کیارستمی و فرهادی و بسیاری دیگر از این دست قهرمانند. آن ها خودِ خودِ قهرمانند.

    برچسب ها :

    نظرات

    *

    امروز دوشنبه ۹ اسفند ۱۳۹۵
    • تـــازه ترین خبرها
    • پـــربازدیدترین ها
  • واگذاری «پالایشگاه کرمانشاه» زیر قیمت و به صورت قسطی!/ واگذاری‌ متوقف نشود،استیضاح وزیر نفت را کلید می زنیم
  • نامه مجمع نمایندگان کرمانشاه به مقام معظم رهبری درباره توقف واگذاری پالایشگاه کرمانشاه
  • آیـا تهدید تروریستی داعش علیه ایـران جدی اسـت؟
  • ۲۱ کاندیدای جبهه مردمی نیروهای انقلاب اسلامی معرفی شدند+ اسامی
  • کدام کشورها ترسناک‌ترین زندان‌های دنیا را دارند؟ + تصاویر
  • روستایی که هنوز ساکنانش غارنشین هستند + تصاویر
  • روز مهندس برمهندسین عزیز مبارک باد
  • اشتغالزایی ۱۰هزار نفری درمرحله احداث پتروشیمی اسلام آبادغرب
  • مسئول جدید اطلاعات سپاه حضرت نبی اکرم (ص) استان کرمانشاه معرفی شد
  • عیدی و سنوات سال ۹۵ چگونه محاسبه می‌شود؟
  • مزرعه وحشت انگیز مردگان در آمریکا /تصاویر (۱۸+)
  • قانون جدید بیمه شخص ثالث مانع از زندانی شدن هموطنان
  • هشدارجدی به تبلیغات زود هنگام کاندیداهای شوراهای اسلامی شهرستان اسلام آبادغرب
  • گوینده پیشکسوت اخبار درگذشت
  • مرخصی مهدی هاشمی براساس ضوابط قانونی بود
  • ایران به دنبال نابودی ماست
  • آغاز ثبت نام مجدد آزمون ارشد از فردا
  • ترفندهایی که دندان‌هایتان را مثل مروارید سفید می‌کند
  • «همکاری ملی» برای پرواز کشور با دو بال اصولگرایی و اصلاح طلبی
  • دستگیری خرده فروشان مواد مخدر دراسلام آبادغرب